عادت به مسواک زدن دندانها را سپید میکند و تکرار هر شب خاطرات موها را
سلامتيه اوني که فکر مي کنيم تونستيم فراموشش کنيم ولي وقتي تنهاييم تو سکوت شب مي بينيم چقدر دلمون هواشو کرده.



اين که چقدر از آن روزها گذشته،
يا اينکه چقدر هر دويمان عوض شده ايم،
يا اينکه هر کداممان کجاي دنيا افتاده ايم…
اصلا مهم نيست!
باز باران که ببارد،
هر وقت که ميخواهد باشد،

دلم هوايت را ميکند…

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۴ساعت ۴:۵۳ قبل از ظهر  توسط ali.navid  | 

ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ خوبی؟!

ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ

ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺘﻢ

ﺑﺨﻮﺍﻥ پگاه ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ

ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺣﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﺯﺕ چظوره

ﺗﻮ ﺍﺻﻼ ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ پگاه

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩپگاه

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت ۱۴:۱ بعد از ظهر  توسط ali.navid  | 

دفتر خاطراتمو ، وا می کنم به یاد تو

در میارم از آلبومم ، عکسای یادگاریتو

عکسا تو هی می بوسمو ، زل می زنم به دفترم

عشق تو مونده در دلو ، فکر تو مونده در سرم

من هنوزم دوست دارم

زنجیر قفل یاد تو ، از دل من وا نمی شه

طفلکی قلب عاشقم ، فکرته هر جا همیشه

بعد تو روزگار من ، خیلی به سختی می گذره

فکر نکن عاشقت یه روز ، عشق تو از یاد می بره

من هنوزم دوست دارم

کاش خونه قلبمو باز، بیای چراغونی کنی

کاش تو حصار زندگیت ، باز منو زندونی کنی

کاشکی بیای مثل قدیم ، دست تو دستام بذاری

قول بدی این بار که بیای ، باز نری تنهام بذاری

من هنوزم دوست دارم                            


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۳:۱۴ قبل از ظهر  توسط ali.navid  | 

هر جوری بگی میشم فقط پیشم بمون

نگو می خوای بری نگو دوست ندارم

اشک چشممو ببین بببین چه حالیم

می خوام سرم رو باز رو شونه هات بذارم

انگاری تموم اون روزای خوبمون تمومه داری میری

اون کیه داری میری به جای دست من دست اونو بگیری

اونی که عاشقی رو یاد من داده داره میره

نمی دونه کسی به جای من براش نمیمیره

 

آخه کی فکرشو می کرد یه روزی خسته شه ازم

داره می ره نمی دونه دیگه نفس نمی کشم

یادش نمونده که می گفت باهام می مونه تا ابد

دلم تموم غصه هاشو می نویسه خط به خط

حالا سیاه شده از اسم اون دوباره یک صفحه

می میرم از نبودنش تمومه کارم این دفعه

التماسمو ببین بیا پیشم بشین

نذار دیوونه شم نرو نذار بمیرم

زل بزن تو چشم من ببین دوست دارم

مثل همون روزا تو دست تو اسیرم

گریه های من داره تا آسمون میرهچجوری بی خیالی

قول دادی نری بمون به پای عشقمون نگو دوسم نداری

دوباره من می مونمو یه عکس خاطراتمون

داره میره می گه نمونده دیگه چیزی بینمون

داره میره بگه واسش مهم نبوده حال من

چی میشه باز نگاه کنه تو چشم غصه دار من

کی اومده به جای من که ساده دل برید ازم..

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت ۳:۲۶ قبل از ظهر  توسط ali.navid  | 

امروز پنجشبه 27اذر توجای بودم که باپگاه بودم توپارگ دانشگاششون یاده خاطراتمون افتاده بودم بغض گلمو گرفته بود همه صحنه های که باهم بودیم جلو چشام امدن خیلی حس بدی بود.(خدایا دروغ بود که حق انتخاب دارم.پس چرا انتخابم دراغوش دیگریست)
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۳ساعت ۲۳:۵۱ بعد از ظهر  توسط ali.navid  | 

دیشــــب باز دلـــم تنـــگ تــــو شد.. دیشـــب باز گریـــه کردم.. دیشـــب باز شیـــرین تر از شیـــرین در عشــــق بودم، و دیـــوانه تر از فرهـــاد در فـــراق.. دیشـــب باز مجـــــنون لبخــند تو شــــدم و لیــــلی نگاهــــت.. دیشــــب همـــه افســــانه های عاشــــقی در مـــن تبلور یافـــــت... دیشــــب باز نقاشـــی کشیدم.. نقاشـــی بودنــــت را زیــــبا بود.. دیشــــب باز دلـــــم را قربـــانی کـــردم.. قربـــانی ر‌ؤیـــــای تـــــو چقدر شیــــرین است رؤیــــای تـــو... عشقم عکس عاشقانه, تصاویر رمانتیک
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۳ساعت ۱۹:۴۹ بعد از ظهر  توسط ali.navid  | 

قلبمو هدیه فرستادم بگم به خواستنت می‌ارزم
بدونی از صمیم دل من به تو عشق می‌ورزم..

عشق ِ تو تارو پوده من
هونه ی
عکس عاشقانهوجوده من
تویی همیشه موندنی
ای همه بود و نبود من

تمومه حسرتا مردن
بجز این یک مکافاتم
عذابم میده این تقدیر
پُر از کمبود چشماتم
نگاهت رفتاه از دستم
من از این حادثه میترسم
شده سنگینیه دوریت
یه باره تازه رو یاَسم

گریزونم از این تلخی
از این حرفای فرسوده
حراسونم از امروزو
از اون فردای بیهوده
تو این قصه نمیمونم
تموم میشم بدون ِ تو
برای باور حرفام
قسم میخوای..
به جون ِ تو..

یه رویای لطیفی شو
که باشی تو خیل ِ من
بشی ممکن ترین عشقم
تو رویای محال ِ من
تو حتی فکرتم خوبه
نوازش میده ذهنم رو
تو این سرسختیه دنیا
تو آسون همدمه من شو

گریزونم از این تلخی
از این حرفای فرسوده
حراسونم از امروزو
از اون فردای بیهوده
تو این قصه نمیمونم
تموم میشم بدون ِ تو
برای باور حرفام
قسم میخوای..
به جون ِ تو..

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آبان ۱۳۹۳ساعت ۲:۴۰ قبل از ظهر  توسط ali.navid  | 

آسون وداع کردم باهات، با اینکه می مردم برات....... کاشکی نمی ذاشتم بری، کاشکی می افتادم به پات....... خواستم بگم ترکم نکن، پیشم بمون ای نازنین...... شرح پریشونیم و تو، چشمای بارونیم ببین......... هر شب با کلی اشتیاق، زل می زدم به آسمون..... فرصت نمونده واسه ی، ابراز احساس جنون ..... رفتی و من تنها شدم، با این غم نا مهربون..... هرجا پی ات گشتم ولی، هیچ جا نبود از تو نشون....... دل خوش به این بودم تو هم، گاهی کنار پنجره....... ماه و تماشا می کنی، با کولی باری خاطره....... هر شب با کلی اشتیاق، زل می زدم به آسمون...... فرصت نمونده واسه ی، ابراز احساس جنون....... عکسهای عاشقانه و احساسی از دختران تنها
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۳ساعت ۳:۴۲ قبل از ظهر  توسط ali.navid  | 

چشامو می بندم میخوام هر چی غصه است بمیره که تو خواب ؛ یکی از تنم عطرتو پس بگیره نمیشه نمیشه..... عزیزم نمیـدونی عشقت چقدر سینه سوزه چه سخته آدم چشم به تاریکی شب بدوزه همیشه همیشه...... شبا این حال و روزا خیره به عکست این شده کارم دیگه طاقت ندارم..... دلم میخواد یه جایی اونور دنیا خودمو جا بذارم آخه عادت ندارم تو که نباشی خوابم نمیره خیلی دلم میگیره........ فراموشم نمیشه خاطرهامون واسه من خیلی دیره یه آدم چقدر طاقت غصه داره چجوری ، میشه خنده روی لبام پا بذاره دوباره ، دوباره..... به جایی ، رسیدم که با هیشکی حرفی ندارم نباشی ، من هیچ حسی به روز برفـی ندارم . نمیخوام ، بباره...... شبا این حال و روزا خیره به عکست این شده کارم دیگه طاقت ندارم دلم میخواد یه جایی اونور دنیا خودمو جا بذارم آخه عادت ندارم تو که نباشی خوابم نمیره خیلی دلم میگیره......عکس های عاشقانه و احساسی از دختران غمگین. فراموشم نمیشه خاطرهامون واسه من خیلی دیره ......
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۳ساعت ۴:۸ قبل از ظهر  توسط ali.navid  | 

ای که بی تو خودم تک و تنها می بینم
هرجا که پا میذارم تو رو اونجا می بینم
یادمه چشمای تو پر درد و غصه بودعکس های غمگین از لحظات تنهایی
قصه غربت تو قد صد تا قصه بود
یاد تو هر جا که هستم با منه
داره عمر منو آتیش میزنه
تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد
گونه های خیس مو دستای تو پاک میکرد
حالا اون دستا کجاست اون دوتا دستای خوب
چرا بیصدا شده لبه قصه های خوب
من که باور ندارم اون همه خاطره مرد
عاشق آسمونا پشت
یک پنجره مرد
آسمون سنگی شده
خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده
یاد تو هر جا که هستم با منه
داره عمر منو آتیش میزنه
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۳ساعت ۱۸:۱۲ بعد از ظهر  توسط ali.navid  |